با سلام
امروز خیلی اتفاق افتاد صبح ساعت 8 بود ازخواب بیدار شدم ودیدم وای فردا امتحان ریاضی داریم حالا خداییش ریاضیمم خوبه تعریف از خود نباشه 
بله دیگه بلند شدم وشروع کردم ادامه فصل 2 را خواندم وبعد ساعت 11 ظهر تو این گرما
وبا دهان روزه منتظر ماشین شدم تا برم یزد آخه کلاس ریاضی داشتم بالاخره ساعت 12:15 رسیدم مدرسه وتا ساعت 2 کلاس بودم بعد خداراشکر داداشم از سرکارش آمده بود دنبالم به این میگن داداش خوب
دیگه ساعت 3 رسیدم خانه ونشستم ادامه درس را خواندن والانم دارم با شماها صحبت میکنم .....
ممنونم به حرفام گوش دادین
التماس دعا مخصوصا *موقع افطار وسحر*
به مدد گوشه چادر حضرت الزهرا(س)
بهترین هارابراتون آرزومندم
ان شاالله قبولی دانشگاه تهراننننننن


یاعلی مدد
[ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 20:47 ] [ مدافع چادر ] [ ]
برچسب:
نویسنده: هستی رادمنش