با سلام
امروز خیلی روز سختی بود امتحانمان خیلی سخت بود من الان دو روزه که فقط 3 ساعت خوابیدم .....

خب خداراشکر که این امتحانم با یاری خدا ودعای حضرت الزهرا (س) تمام شد ...
یه اتفاقی افتاد 
کتابمو تو مدرسه جا گذاشتم
اخه دوستم داشت همش صدام میکرد ومیگفت خط واحد رفت منم هول شدم وسریع چادرمو سر کردم وکیفمو برداشتم ودویدم وقتی رسیدیم میدان امام علی(ع) ونشستم تو خط تفت گفتم خدایا شکرت چقدر کیفم سبکه
یهو دیدیم نه واییییییییییی کتابمو جا گذاشتم اشکالی نداره ان شاالله پس فردا که میریم کتاب جونیم اونجا باشه
خیلی امروز سخت گذشت هوای یزد خیلییییییییییییی گرم شده روزه بودن تو این گرما خیلی سخته ان شاالله خدا بهمون لیاقت وسعادت بده بتوانیم روزه هایمان را جوری که مورد قبول خودش هست بشیم ان شاالله
ممنونم به حرفام گوش دادین نماز روزه هاتون قبول *التماس دعا از همگی*
به امید قبولی دانشگاه تهران ان شاالله
*موقع افطار وسحر مارو فراموش نکنین*
به مدد گوشه چادر جضرت الزهرا(س)
یاعلی
برچسب:
نویسنده: هستی رادمنش